-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 فروردینماه سال 1384 23:45
سعی کن فراموش کنی چیزی رو که ازارت میده ولی همیشه یادت باشه به یاد بسپاری اون چیزی که خوشحالت میکنه
-
عشق
پنجشنبه 11 فروردینماه سال 1384 11:14
از کودکی پرسیدند عشق یعنی چه؟ گفت بازی/از نوجوانی پرسیدند عشق یهنی چه؟ گفت رفیق بازی/از جوانی پرسیدند عشق یعنی چه؟ گفت پول/از پیری پرسیدند عشق یهنی چه؟ گفت عمر/از عاشقی پرسیدند عشق یهنی چه؟ اهی کشید و هیچ جواب نداد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 فروردینماه سال 1384 14:30
وقتی به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه میکردی و بقیه میخندیدن .سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
-
شب
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1384 00:01
شب رو دوست دارم به خاطر تاریکی اش.تاریکی رو دوست دارم به خاطر تنهایی اش.تنهایی رو دوست دارم به خاطر فکر کردنش
-
عید
یکشنبه 30 اسفندماه سال 1383 12:14
سلام عید نوروز رو به همتون تبریک میگم امیدوارم سال خوبی براتون باشه عشق من در سفر عشق خطر باید کرد.سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد.از شبو ظلمتو از ظلم نباید ترسید.تا به خورشید فقط ذکر سحر باید کرد. به وصله دل از این راه خبر باید داد و جهان را از همین راز خبر باید کرد از طرف داش محسن
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 اسفندماه سال 1383 13:21
سلام این بلاگ اسکای هم بازی در میاره شاید از اینجا برم کاسپین بلاگ با انکه تو را گرم کند سرد مباش با انکه تو را شفا دهد درد مباش چیزی به جهان جز به جوانمردی نیست رسوای زمانه باش نامردمباش ای دوست به یار هر کس خار مشو با انکه دم از عشق می زند یارمشو از طرف داش مهرداد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 21 اسفندماه سال 1383 12:39
کسی که همیشه در حال جنگ و دعوا است هرگز کسی به او نمیگوید دوستت دارم
-
عاشق
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1383 22:34
من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و اسان میرسد من که میدانم که تا سرگرم برم و مستی ام مرگ ویرانگر چه بیرحم و شایان میرسد پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست من که میدانم عجل ناخوان و بیدادگر سرزده می اید و راه فراری نیست نیست پس چرا پس چرا عاشق نباشم
-
زندگی
یکشنبه 16 اسفندماه سال 1383 10:45
زندگی گل زردیست به نام غم.....فریاد بلندی است به نام اه.....مروارید غلطناکی است به نام اشک.......اینه شکستنی است به نام دل
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 اسفندماه سال 1383 12:21
نتونستم شاید مسخرم کنید ولی نتونستم از اینجا دل بکنم من عاشق کسی میشم که عاشق عشقم باشه نه تشنه عشقم چون اگه تشنه عشقم باشه یه روز سیراب میکونه
-
عشق
دوشنبه 10 اسفندماه سال 1383 10:17
به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوش بو تر است .به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیباتر است .به شمع گفتم عشق چیست ؟ گفت از من سوزانده تر است .به عشق گفتم عشق چیست؟ گفت نگاهی بیش نیستم
-
اشک
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1383 19:28
خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم دیدم تمام اشکهایم رو برای بدست اوردنت ریخته ام
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 اسفندماه سال 1383 23:39
سلام بابا معرفتتونو یه نظر هم ندادید ولی بازم بیخیال این محرم هم مثله بقیه محرم ها اومد و رفت ما بازم ادم نشدیم یه سری عکس هم براتون گرفتم از اطراف خونمون روز تاسوعا و عاشورا البته زیاد مال نیستن ولی ای.... عکس اول عکس دوم عکس سوم عکس چهارم عکس پنجم عکس ششم عکس هفتم عکس هشتم عکس نهم عکس دهم عکس یازدهم عکس دوازدهم
-
اسلام
چهارشنبه 28 بهمنماه سال 1383 11:04
سلام .ماه محرم رو به همه تسلیت میگم اسلام مانند یک مثلث می ماند نماز و روزه!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 بهمنماه سال 1383 15:07
عشق از دوستی پرسید:تفاوت منو تو در چیست؟دوستی گفت من دیگران را با سلامی اشنا میکنم تو با نگاهی.... من اونهارو با دوروغ از هم جدا میکنم تو با مرگ
-
من برنده ام
چهارشنبه 21 بهمنماه سال 1383 18:44
من برنده ام چون سقف ارزوهایم را انقدر بلند نکرده ام که بتوانم چراغی بر آن نصب کنم
-
نعمت
جمعه 16 بهمنماه سال 1383 11:35
اگه از خدا چیزی بخوای بهت بده نعمته اگه نداد حکمته اگه از خالق خدا بخوای بهت بده منته اگه نداد خفته شایدم حقته
-
بازگشت یک گلادیاتور
شنبه 10 بهمنماه سال 1383 13:03
سلام خدمت همه یه چند وقتی نبودم معذرت میخوام از همه انشتالا از امشب شروع به نوشتن میکنم فعلا بای
-
هرگز
شنبه 3 بهمنماه سال 1383 22:04
من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی: هرگز هرگز -پاسخی سخت و درشت- و مرا قصه این هرگز گشت حمید مصدق
-
زندگی
دوشنبه 28 دیماه سال 1383 23:55
یا ادم اشتباه نمیکنه یا اگه کرد اعتراف نکنه اگه اعتراف کرد التماس نکنه اگه التماس کرد دیگه زندگی نکنه
-
شهر
جمعه 25 دیماه سال 1383 18:26
در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت در این کوه رودی است به نام صفا در این رود ابراهی میرود به نام وفا سر انجام این ابراه به ابگیری میریزد به نام ودا
-
جوهر
چهارشنبه 23 دیماه سال 1383 18:36
بهش گفتم منو چه قدر دوست داری؟ گفت اندازه جوهر خودکارم!!!گفتم خیلی نامردی.چون جوهر خودکارت یه روز تموم میشه لبخندی زدو گفت :خودکار من اصلا جوهر نداره
-
خفه شو
یکشنبه 20 دیماه سال 1383 11:52
گفتم دوست دارم گفتی خفه شو.گفتم عاشقتم گفتی خفه شو.گفتم نگات منو کشته گفتی خفه شو.گفتم میگیرمت گفتی راست میگی؟گفتم خفه شو
-
دوست
پنجشنبه 17 دیماه سال 1383 18:44
دوستی میگه اگه کسی رو دوست داری به خاطر اون غرورتو زیر پا بزار نه به خاطر غرورت رفیقتو زیر پا بزاری
-
عربها!!!
یکشنبه 13 دیماه سال 1383 21:07
همیشه غمگین ترین و رنج اورترین لحظات زندگی ادم توسط همون کسی ساخته میشه که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات رو برای ادم ساخته معتقدم عربها مانند حیوانات کثیفی هستند که برای بدست اوردن طعمه خود از دیگران استفاده میکنند در اینجا میفهمی که حتی شعور جسمی هم ندارند
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 دیماه سال 1383 00:50
وقتی با صدای بلند گفتی دوست دارم نشنیدم و هنگامی که با صدای اروم گفتی دوست دارم گفتم هیس چرا داد میزنی!!!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 دیماه سال 1383 19:30
اگه یه روزی یه کسی بهت گفت دوست داره تو سعی نکن بهش بگی دوسش داری،اگه گفت عاشقته سعی نکن عاشقش بشی،اگه گفت همه زندگیش تویی سعی نکن همه زندگیت باشه،چون یه روزی میرسه که بهت میگه ازت متنفره اون وقت تو نمیتونی سعی کنی ازش متنفرشی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 آذرماه سال 1383 11:25
ای عشق به یکباره خرابم کردی انگار نه انگار جوابم کردی با پاسخ تلخ تو در ان هنگام ان روز خدا غرق عذابم کردی من بودم و دنیای تماشا کردن فریاد زدست تو که خرابم کردی
-
عشق
دوشنبه 23 آذرماه سال 1383 19:06
من پذیرفتم شکست خویش را پند های عقل دوراندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنا دیوانه است میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی ها هم اغوشت کنم میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم ازاد باش گرچه تو تنها تر از من میروی ارزودارم ولی عاشق شوی این شعر بابا رو امروز تو چت تبیان بودم یکی نوشت به نظرم جالب اومد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 19 آذرماه سال 1383 13:05
برای دوستی تنها ، از شادی هایم شاد باش من خود بر غمهایم ، به تنهایی خواهم گریست